محمد مهدى ملايرى

189

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عبد الملك بن مهلب بود . « 1 » صالح تا دوران خلافت عمر بن عبد العزيز كه در سال يكصد هجرى به خلافت نشست در همين سمت باقى بود و در هنگامى كه عمر يزيد بن مهلب را از عراق برداشت و عدى بن ارطاة را به جاى او نشاند باز هم صالح در عراق و با عدى بن ارطاة همكار بود . و نوشته‌اند كه به اشارهء او بود كه عدى بن ارطاة يزيد بن مهلّب را در بند كرده به زندان افكند « 2 » . گويا در زمان خلافت عمر بن عبد العزيز صالح بيش از يك سال در اين مقام نمانده و از آن استعفا كرده و عمر هم پذيرفته است ، و گويند كه عمر خود او را معزول ساخت . « 3 » در روايتى هم آمده است كه وقتى صالح و همكار او به عمر بن عبد العزيز نوشتند كه مردمان را جز با شمشير نتوان به صلاح آورد عمر از اينكه او را به خشونت مىخوانند سخت برآشفت و نامه‌اى تهديدآميز به آنها نوشت « 4 » . بنابراين روايت شايد علت عزل او همين نامه بوده است . به‌هرحال از اين تاريخ به بعد خبر صالح در عراق منقطع

--> - دو بيت است : ان المروءة و السماحة و الندّى * لمحمد بن القاسم بن محمد ساس الجيوش لسبع عشرة حجّة * يا قرب ذلك سؤددا من مولد و اين بيت را هم كه از امثال سائرهء عربى شده است از خود او پس از گرفتاريش روايت كرده‌اند . اضاعونى و اىّ فتى اضاعوا * ليوم كريهة و سداد ثغر ( ابن اثير - الكامل ، ج 3 - ص 134 ) . ولى از خشونتها و كشت و كشتارهاى او هم در ولايت سند حكايتهائى نقل شده كه چهرهء او را به اين نيكى نشان نمىدهد . نوشته‌اند كه وقتى او شهر راور را در سند گشود زنى از زنهاى داهر پادشاه سند كه قبلا شوهرش به دست محمد بن قاسم كشته شده بود و اين زن كه شاهد آن واقعه بود اكنون در شهر راور بود براى نجات خود از دست او خود و همهء كنيزكان و اموال خود را آتش زد . و وقتى هم كه محمد بن قاسم برهمن آباد شهر ديگرى از شهرهاى سند را گشود ، هشت هزار و به قولى بيست و شش هزار از پيروان داهر را در آنجا بكشت و آنجا دچار ويرانى شد . ( فتوح البلدان ، ص 537 ) . ( 1 ) . ابن اثير - الكامل ، ج 3 - ص 138 . ( 2 ) . العيون و الحدائق فى اخبار الحقايق ، از مؤلّفى ناشناخته ، چاپ بريل ص 49 . ( 3 ) . لغت‌نامه دهخدا به نقل از ابن عساكر . ( 4 ) . لغت‌نامه به نقل از سيرة عمر بن عبد العزيز ، ص 91 .